هم اتاقی برس به دادم
اونی که دل و دینم رو برده خیلی وقته نکرده یادم...
انگار باید به نبودت دیگه کم کم عادت کنم.. ولی دارم یاد می گیرم که بزرگ شم. خیلی سخته... بی خبری و مهمتر از همه این که باید فراموش کنی
چه بی انصاف!!! همه چیزو همه خاطرات رو و همه لحظه ها را از یاد ببری و کم کم فراموش کنی و توی قلبت فریاد بزنی: برو طبیب دل بیمارمو بیار بهش بگو عاشقش غریبه...
عاشقی و غربت چه سخته...
یکی میگفت: از اونی که بین منو عشقم جدایی انداخته متنفرم دلم میخواد سرش فریاد بزنم و بگم چرا اینکارو کرده..
منم گفتم: خوش به حالت که اون یه نفر آدمه و میتونی سرش داد بزنی. تو به خاطر اون از عشقت جدا شدی ولی اونی که منو جدا کرد خدا بود... به خاطر اون باید ازش جدا بشم...
حالا بگو چطوری سرش داد بزنم و چطوری بگم چرا؟؟؟
دیدی حالا چه سخته غربت؟؟

تولدت مبارک و تولد روحت... میدونم دوباره به دنیا اومدی میدونم خیلی تغییر می کنی... خوشحالم از اینکه تولدت شد و تو دوباره به دنیا اومدی ....
نمیتونم تو و عشق تورو فراموش کنم به همین دلیل روزی هزار بار میگم خوشحالم از اینکه هستی از این به بعد هم باش فقط باش بودن تو برای من کافیه که
یاد تو مارا بس....
اونيكه دل و دينم رو برده خيلي وقته نكرده يادم
هم اتاقي
برو طبيب دل بيمارمو بيار
بهش بگو عاشقش غريبه مرده از رنج انتظار
درد جانسوزم رو به جز تو به خدا هيچكس نميدونه....

دوباره چشمامو بستم و رفتم توي خاطره هام
اصلا نميشه بعضي چيزهارو از ياد برد هرچي تلاش ميكني كمتر موفق ميشي...
اينبار خودشم بردم به خاطره ها تا بفهمه من چي كشيدم..
كم آورد بدجوري كم آورد
يهو داد زد كه دوستت دارم
منم بهش گفتم ديگه ديره...

دوباره دلم خواست بنویسم هرچی که دوست دارم بدون هیچ نقطه ای و بدون هیچ سانسوری...
آهای اول تو گوش کنم: حالم داره ازت بهم میخوره مطمئنم یه جایی پیدا میشه که من قشنگ سرت داد بزنم و بهت بگم چی خیال کردی فسقلی...
آخه اینجوری شاید یه کم آروم شم وگرنه کار دست خودم میدم.
دوم تو گوش کن: ببین! خیلی خوب بابا کشتی خودتو! بهشت مال تو! اصلا همش مال تو سهم من هم مال تو. هرچی قراره تو بهشت بدن هم مال تو بابا بی خیال دیگه! فهمیدیم... فرشته ها و غذاهای خوشمزه و حوری پری ها هم همش مال تو فقط جون من کوتاه بیا...
سوم خودت گوش کن: با خود خودتم الناز خانوم: ببین کوچولو بسه! خجالت بکش دیگه بزرگ شدی همسن ننه بزرگ همسایه پایینی هستی ولی هنوز همه چی بهت برمی خوره.. تو هم کوتاه بیا...
چهارم تو گوش کن: دوستت دارم البته مثل همه.. حالا یهو حول نکنی یه وقت.. یعنی راستش نمیدونم چه حسی بهت دارم ولی می دونم اینم از اون حسهایی که ته نداره پس همینجا بی خیالت میشم ولی حالا خوب دیگه...
پنجم تو گوش کن: اینقدر واست زحمت کشیدم شبها باهات گریه کردم روزها دویدم دنبال کارات هی خواستم خوشحال بشی همه کار کردم که به خواسته دلت برسی تو و اون آدم اولیه ..
حالا جفتتون واسه من کلاس میذارین.. گمشین هردوتون حالم داره ازتون بهم میخوره آشغالها...
ببین درسته تو به من نزدیکی ولی دیگه از این به بعد اگه دهنتو باز کنی به من حرفی بزنی میخوره تو دهنت فهمیدی فسقلی؟؟؟؟؟
آخیش راحت شدم داشت حالم بد میشد از این همه حرف..
از امید دوست واقعی خودم هم ممنونم دوستیشو بدجوری ثابت کرده واسم خدایی تو دوستی حرف نداره همین دیروز داشتم فکر می کردم که بین همه دوستهام یه چیز دیگه است
تاحالا گوشی موبایلت نگفته: مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد.
موفق باشی دوست خوبم.
همیشه برای من مثل یه برادر بودی...
I wish you were mine...
Then I could hug you as much as I want
I wish you were mine...
Then I could fly through sky night
I wish you were mine...
Then I could bear whatever you want
I wish you were mine...
Then I could tell a poeam as I want
I wish you were mine...
Then I can look through your eyes,
Tell you how much I love

چيه ؟
نكنه جداً فكر كردي كه "تو عزيز قصه هامي"؟
نكنه فكر كردي كه فقط ديگه الان داره چشمام تورو مي بينه؟
نه كوچولو اشتباه نكن
تو هم يه آدمي عين بقيه فقط يه كم بيشتر دوستت داشتم همين
ولي الان تو هم عين بقيه....
پس نميخواد خيلي خودتو لوس كني و هي فكر كني كه من اينجام كه تو هركاري دوست داري انجام بدي...
خوش باش كوچولو....

اینکه هر ۵ دقیقه یکبار بری سراغ ایمیلت بازش کنی ببینی خبری نیست؟
اینکه هر ۲ دقیقه یه بار بری توی اینباکس اس ام اس هات ببینی شاید چیزی اومده و تو صداشو نشنیدی؟
تا حالا شده لحظه ها اینقدر دیر بگذر که حالت تهوع بگیری؟
تا حالا شده دلت بخواد با همه وجودت فریاد بزنی بگی ازت متنفرم کثافت...
آره بدون هیچ رعایت نزاکتی میگم خیلی خری بیشتر از اونچه که فکر کنی ازت بیزارم
میدونی احمق من دوستت دارم به اندازه همه دنیا ازت متنفرم عاشقتم اینو بفهم
خدایا کمکم کن دارم دیوونه میشم
مردم از انتظار
انتظار حداقل یک خط یک حرف یک جمله یک نشونه...
کاش حداقل خبر مرگت رو بدن باز بهتر از این انتظار احمقانه است.
مردم از دست سکوت یکیمون حرف بزنه.......
همينجا هستي خيلي راحت مي تونم صداي قدمهات رو بشنوم.
درست روبروم، شايد هم پشت سرم نمي دونم ولي فقط مي دونم كه همينجايي درست همينجا...
مي تونم حست كنم حتي اگه چشمام هنوز قادر نيست تو رو ببينه.
دارم آروم آروم به سمت تو ميام و تو هم داري آروم آروم به سمت من مياي
مي دونم كه توي اين راه ما اشتباهي به خيلي از آدمها برخورديم كه با خودمون فكر كرديم اينه..
ولي نشد مگه نه؟؟؟
خوب اشكالي نداره اين ديگه آخريشه يعني تو و من...
بالاخره داريم همديگرو پيدا مي كنيم.
خيلي نزديكي خيلي نزديك...
مي دونم و مي دوني كه داريم به هم مي رسيم حتي اگه ديگه توي اين دنيا نباشه...

این آقاهه عشق منه خدایی ببینید چقدر خوش تیپه...
حیف که من یه کم دیر به دنیا اومدم وگرنه.... واااااا خوب مگه چیه اگه همش ۷۰ سال زودتر به دنیا میومدم قطعا این آقاهه هم عاشق من میشد از بس که هی بهش می گفتم دوستت دارم دوستت دارم...
ایشون آقای ویلیام باتلر ییتس شاعر ایرلندی هستند که عرض کردم خدمتتون عشق بنده است.
شعرهاش هم که وای نگو اینقدر خوشگلههههههههههه... اگه شد یکیشو ترجمه می کنم پست میکنم.
خوشگله نه؟؟؟؟
زیاد نگاش نکنین مال خودمه..
حیف که در سال ۱۹۳۳ در سن ۵۸ سالگی از دنیا رفته. خدا بیامرزدش احتمالا اون دنیا منتظر منه که برم پیشش بشم ملکه شعرهاش...
(اوه بابا تحویل.. بابا از خود راضی... بابا ....)
![]()