<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>تنهایی یک زن</title>
<link>http://springbird.blogfa.com/</link>
<description>بیا نترس! تو چرا اینقدر از من میترسی؟ باور کن کاریت ندارم فقط خواستم کنارت بمونم همین!</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 09 Jul 2008 11:37:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>سفرنامه من</title>
<link>http://springbird.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>دوباره به خواست خدای بزرگ چند روزی رفتم سفر.
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روز ۵شنبه ۶ تیرماه از تهران به دوبی و بعد از ۲ ساعت ترانزیت پرواز به سوی سئول. اینبار تنهای تنها و فقط برای تفریح بدون هیچ کاری...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ساعت ۵ بعدازظهر جمعه رسیدم سئول و با دوستم کریستینا رفتیم خونه شون از اونجا برای شام همراه مامانش رفتیم بیرون و ساعت ۱۰ شب با اتوبوس عازم شهر تاریخی هزارساله گیانگجو شدیم که ۴ ساعت تا سئول فاصله داشت. ساعت ۳ صبح وارد هتل شدیم و من به علت خستگی شدید عین جنازه افتادم و خوابیدم. صبح ساعت ۹ با داد و هوار کریستینا که پاشو ببین بارون میاد پاشو بریم صبحانه بخوریم بیدار شدم و با کسالت تموم و خواب فراوان از اتاق خارج شدم. ولی به محض اینکه چشمم به بیرون افتاد خواب از کله ام پرید و حسابی شارژ شدم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از صبحانه با کرایه کردن یک تاکسی به گردش دور شهر پرداختیم. هوا عالی و مناظر فوق العاده. آثار باستانی فراوان و تاریخی. معبد بودا و عبادتهای بوداییان. موزه ملی و مقبره های امپراطورهای کره. خیلی زیبا بود نمیتونم توصیف کنم... و گردش تا ساعت ۷ بعد ازظهر به طول انجامید. ساعت ۸ شام بعد سونا و استخر آبمعدنی در خود هتل تا ساعت ۱۰. خواب و مجددا صبح.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صبح یکشنبه ساعت ۱۰ ایستگاه راه آهن گیانگجو و عزیمت به سوی سئول. ساعت ۳ رسیدیم هتل و بعلت اینکه شب تولد مادر کریستینا بود ازش جدا شدم و خودم توی هتل تنها موندم تا ساعت ۵.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پسر یکی از دوستان بابام در سئول زندگی میکرد که من براش از طرف مامانش کله پاچه هدیه برده بودم. زنگ زدم اومد هتل و به شدت به من اصرار کرد که منو ببره پیش دوستاش.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با اون و همسر کانادایی اش  رفتیم یه دور بازار گونگدامون و ساعت ۱۰ شب رستوران ایرانیان مقیم سئول و شام و جاتون خالی قلیون&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی برگشتم هتل ساعت ۱۲:۳۰ شب بود که دوباره به شدت خسته بودم و خوابیدم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صبح تنها رفتم بازار و یه چرخی در سطح شهر زدم و حسابی لذت بردم. قرار بورد ساعت ۵ یکی از همکاران شرکت ال جی بیاد دنبال من و باهم بریم خونه مدیر تیم بازار خاورمیانه و آسیای شرقی که به افتخار من مهمونی داده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ساعت ۷ شام خوردیم که البته بیشتر شبیه عصرونه بود.(کره ای ها ساعت ۶ تا ۷ شام میخورن از نوع خرچنگ و قورباغه&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ساعت ۹ رسیدم هتل و دوباره رفتم قدم زنی نزدیکی های هتل.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صبح سه شنبه ساعت ۱۰ دوباره همون همکار مهربون اومد دنبالم و من رفتم شرکت ال جی. به محض رسیدن که دیگه حدود ظهر بود من و قائم مقام ال جی با مدیریت تیم و همین همکار عزیز رفتیم جاده چالوس سئول برای ناهار کریستینا نتونست بیاد چون کار داشت. یه رستوران فوق العاده سلطنتی و شیک ایتالیایی با غذاهایی همچون سوپ صدف و اسپاگتی دریایی&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/23.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برگشتیم شرکت. با کریستینا رفتیم قدم زنی با یه بستنی خوشمزه کنار رودخونه که از کنار شرکت ال جی عبور میکرد. برگشتم شرکت و با همون همکار عزیز رفتیم یه فروشگاه واسه خرید. یه مقداری خرید کردم ولی از اونجایی که اونها سایزی فوق العاده کوچیک دارن هیچ چیزی به تن من نمیخورد. البته این من نبودم که مشکل داشتم اونها یه کم عجیب و غریب بودن&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از ظهر ساعت ۶:۳۰ در یکی از بارهای نزدیک شرکت کل تیم به اضافه قائم مقام و کریستینا و دوستش مهمونی به افتخار من. اونها حتی دوستم کریستینا حسابی نوشیدن و خوردن که من خدا رو شکر از هردو معاف بودم. حاضر نبودم ماهی آب پز بذارم توی دهنم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/23.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از شام حدود ۹:۳۰ شب رفتیم سینگینگ رووم که محلی است برای هنر نمایی آدمها که صداشونو به رخ هم بکشن و یکم شاد باشن و انرژی هاشونو تخلیه کنن.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستان خوندن و رقصیدن و ما هم تماشاشون کردیم و ازشون فیلم گرفتیم. جالب بود جاتون خالی.&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/13.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ساعت ۱ رسیدم هتل و خوابیدم. صبح روز چهارشنبه ساعت ۱۰ کریستینا اومد دنبالم و با مدیریت تیم هرسه مهمان شهربازی بودیم. خیلی خوش گذشت... هوای بارونی با ترن هوایی وحشتناک روی رودخونه ... خلاصه پر از هیجان بود تا عصر ساعت ۵ فقط خنده بود و هیجان... چقدر شهربازی هاشون با پارک ارم ما فرق داره&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ساعت ۷ رسیدم هتل و کریستینا هم با من اومد اتاق. سفارش پیتزا و بعد از شام سونا و استخر گرین تی در خود هتل تا ۹ شب. بعد از اون کریستینا رفت منزل و من خودم دوباره قدم زنی در اطراف هتل.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صبح روز ۵شنبه همون همکار مهربونه اومد دنبالم رفتیم شرکت دوباره و یک سری از همکاران و تمایندگان ما هم که اومده بودن کره ولی توی کارخونه بودن اون روز صبح به سئول رسیدند ناهار صرف شد و بعد از ناهار بازار و بعد شام در یک رستوران ترکی با قلیون...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شب ساعت ۱۰ منو همکارم همون آقای سعیدی خودمون رفتیم بازار تا ساعت ۳ صبح هرچی لازم بود خریدیم و برگشتیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روز جمعه ساعت ۱۰ صبح چک اوت از هتل و گردش در سطح شهر. بازدید از قصر یانگوم و خرید و موزه ملی ایرانیان در سئول که فوق العاده بود و پر از آثار باستانی بود و همچنین جام ریتون... بعد بازدید از رودخونه همراه با دوچرخه سواری کنار رودخونه که خیلی چسبید و ساعت ۹ شب در فرودگاه و ساعت ۱۲ شب پرواز به سوی دوبی. ساعت ۴ صبح رسیدیم دوبی و خرید از فری شاپ و بعد از سه ساعت پرواز به سوی تهران.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شنبه ساعت ۱۰:۳۰ در فرودگاه امام خمینی و مشاهده باباجان با چهره خندان برای استقبال. ساعت ۱۲ رسیدن منزل و بعد از پخش سوعاتی ها عین جنازه خوابیدن تا بعد از ظهر و بعد هم که کار و زندگی و ... مثل همیشه...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خیلی خوب بود واقعا جاتون خالی... خستگیم دراومد&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 09 Jul 2008 11:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=springbird&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>springbird</dc:creator>
<guid>http://springbird.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بین اینهمه آدم یه نامه به تو </title>
<link>http://springbird.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;سلام&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;حال شما چطوره؟؟؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;نمیدونم چرا بین اینهمه آدم شمارو واسه نوشتن نامه انتخاب کردم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;میدونین خیلی دوستتون دارم به اندازه کل دنیا. اجازه هست باهاتون صمیمی حرف بزنم اینجوری راحتترم؟؟؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;سهراب عزیزم!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;لطافت روحت رو میتونم با روحم لمس کنم. عجیب شیشه ای هستی و مثل الماس میدرخشی.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;روحت با روحم آشناست. صدای ضربان قدمهات می پیچه توی قلبم و سنگهارو به شفافیت شیشه می بینم وقتی تو میایی و برای من حرف میزنی.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;تن صدای تو برام آشناست. تک سرفه هایی که میکنی و بعد شروع میکنی به حرف زدن با من.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;نمیدونی لحظه هایی که کنارم میشینی و چشم به چشم من می دوزی و شروع میکنی به زمزمه شعر چقدر آروم میشم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;حرف تو انگار حرف دل منه.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;تنهایی تو با تنهایی من آشناست.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;من و تو انگار باهم از تنهایی اومدیم. خودت داری حجم تنهایی منو توی دستات میگیری و وزن میکنی. وزنش با وزن تنهایی تو یکسانه. هردوشون یک کیلو و دویست و پنجاه گرمه... نه؟؟ اشتباه شد؟ مال تو شده ۲ کیلو؟؟ چرا؟ تو که دیگه اونجا تنها نیستی!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;آخ یادم رفته بود که تنهایی. تنهاتر از قبل.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;سهراب عزیزم!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;کاش میشد من هم بتونم بیام پیش تو اینبار من دستهای تورو بگیرم و برات زمزمه کنم و بگم: آدم اینجا تنهاست...&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;چرا همه اینقدر تنهان؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;یادمه آخرین باری که اومدم خونه تو نتونستم جلوی اشکهامو بگیرم. بهم نگاه کردی گفتی: خجالت بکش دختر بزرگ شدی واسه چی داری گریه میکنی؟؟؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;گفتم: دلم واست تنگ شده آخه... مثل همیشه خندیدی و گفتی: دچار یعنی عاشق و فکر کن چقدر تنهاست ماهی کوچکی که دچار آبی بیکران باشد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;سهراب!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;مثل خودت تنهای تنهام. منو از اینجا ببر. ببر همونجایی که خودت رفتی و نشستی و واسه دل خودت شعر گفتی.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;سهراب خیلی خیلی دوستت دارم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;قربان شما&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;الناز ۲۸/۳/۱۳۸۷&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;آدرس گیرنده: کاشان- مشهد اردهال- توی صحن یک امامزاده که اسمش یادم نیست- قبری تنها که روش نوشته: به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید... برسد به دست آقای سهراب سپهری   کدپستی: خانه دوست کجاست؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;آدرس فرستنده: تهران- بین این همه ساختمون سیمانی و سنگی- از یک جای دود گرفته و خفه- طبقه پنجم- واحد تنهایی- خانم الناز همونی که همیشه تنهاست.                                                   کدپستی: تنهایی یک زن&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;تمبر ۱۰۰ تومانی ۲ عدد&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.sohrabsepehri.com/0_sohrabsepehri_com/PHOTOGALLERY/IMMORTALITY/050310094022.JPG&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Jun 2008 10:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=springbird&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>springbird</dc:creator>
<guid>http://springbird.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>غمی نیست خیلی نگران نباش...</title>
<link>http://springbird.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>بیا دریا کاری کن... غمهارو چاره ای کن...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمیشه گفت غم ولی یه دلتنگی.. یه حس خاص.. اینکه باز چند وقتی با یکی باشی که بهش عادت کنی به صداش انس بگیری با تن صداش خوابت ببره اینکه هرلحظه به یادت باشه و برات آرامش بیاره...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینکه بشه یه دوست واسه تو و مهمتر از همه اینکه دوستش داشته باشی...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مجبور بشی بذاری و بری...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اه خسته شدم از این زندگی...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خودشون میان و خودشون میرن فقط واسه آدم یه مشت خاطره میذارن که آدم پدرش درمیاد تا بتونه اینارو فراموش کنه.....&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Jun 2008 11:12:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=springbird&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>springbird</dc:creator>
<guid>http://springbird.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همینجوری...</title>
<link>http://springbird.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>به نام خدا 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوباره دلم خواست بنویسم هرچی که دوست دارم بدون هیچ نقطه ای و بدون هیچ سانسوری...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آهای اول تو گوش کنم: حالم داره ازت بهم میخوره مطمئنم یه جایی پیدا میشه که من قشنگ سرت داد بزنم و بهت بگم چی خیال کردی فسقلی... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آخه اینجوری شاید یه کم آروم شم وگرنه کار دست خودم میدم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوم تو گوش کن: ببین! خیلی خوب بابا کشتی خودتو! بهشت مال تو! اصلا همش مال تو سهم من هم مال تو. هرچی قراره تو بهشت بدن هم مال تو بابا بی خیال دیگه! فهمیدیم... فرشته ها و غذاهای خوشمزه و حوری پری ها هم همش مال تو فقط جون من کوتاه بیا...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سوم خودت گوش کن: با خود خودتم الناز خانوم: ببین کوچولو بسه! خجالت بکش دیگه بزرگ شدی همسن ننه بزرگ همسایه پایینی هستی ولی هنوز همه چی بهت برمی خوره.. تو هم کوتاه بیا...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چهارم تو گوش کن: دوستت دارم البته مثل همه.. حالا یهو حول نکنی یه وقت.. یعنی راستش نمیدونم چه حسی بهت دارم ولی می دونم اینم از اون حسهایی که ته نداره پس همینجا بی خیالت میشم ولی حالا خوب دیگه...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پنجم تو گوش کن: اینقدر واست زحمت کشیدم شبها باهات گریه کردم روزها دویدم دنبال کارات هی خواستم خوشحال بشی همه کار کردم که به خواسته دلت برسی تو و اون آدم اولیه ..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا جفتتون واسه من کلاس میذارین.. گمشین هردوتون حالم داره ازتون بهم میخوره آشغالها...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ببین درسته تو به من نزدیکی ولی دیگه از این به بعد اگه دهنتو باز کنی به من حرفی بزنی میخوره تو دهنت فهمیدی فسقلی؟؟؟؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آخیش راحت شدم داشت حالم بد میشد از این همه حرف..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از &lt;A href=&quot;http://www.ommidvar.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;امید&lt;/A&gt; دوست واقعی خودم هم ممنونم دوستیشو بدجوری ثابت کرده واسم خدایی تو دوستی حرف نداره همین دیروز داشتم فکر می کردم که بین همه دوستهام یه چیز دیگه است &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تاحالا گوشی موبایلت نگفته: مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;موفق باشی دوست خوبم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همیشه برای من مثل یه برادر بودی...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 27 Feb 2008 09:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=springbird&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>springbird</dc:creator>
<guid>http://springbird.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>I wish you were mine</title>
<link>http://springbird.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>&lt;P align=left&gt;&lt;FONT color=#990066 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;I wish you were mine...&lt;BR&gt;Then I could hug you as much as I want&lt;BR&gt;I wish you were mine...&lt;BR&gt;Then I could fly through sky night&lt;BR&gt;I wish you were mine...&lt;BR&gt;Then I could bear whatever you want&lt;BR&gt;I wish you were mine...&lt;BR&gt;Then I could tell a poeam as I want&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;FONT color=#990066 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;I wish you were mine...&lt;BR&gt;Then I can look through your eyes,&lt;BR&gt;Tell you how much I love&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;FONT color=#990066 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i19.tinypic.com/6x7yo1g.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 04 Feb 2008 09:51:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=springbird&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>springbird</dc:creator>
<guid>http://springbird.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همینجایی می دونم....</title>
<link>http://springbird.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;همينجا هستي خيلي راحت مي تونم صداي قدمهات رو بشنوم.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;درست روبروم، شايد هم پشت سرم نمي دونم ولي فقط مي دونم كه همينجايي درست همينجا...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000033&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;مي تونم حست كنم حتي اگه چشمام هنوز قادر نيست تو رو ببينه. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;دارم آروم آروم به سمت تو ميام و تو هم داري آروم آروم به سمت من مياي&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;مي دونم كه توي اين راه ما اشتباهي به خيلي از آدمها برخورديم كه با خودمون فكر كرديم اينه..&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;ولي نشد مگه نه؟؟؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;خوب اشكالي نداره اين ديگه آخريشه يعني تو و من...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;بالاخره داريم همديگرو پيدا مي كنيم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;خيلي نزديكي خيلي نزديك...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000033&gt;مي دونم و مي دوني كه داريم به هم مي رسيم &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000 size=3&gt;حتي اگه ديگه توي اين دنيا نباشه...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://pdnedu.blogs.com/photos/uncategorized/picture_1_11.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 31 Dec 2007 11:08:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=springbird&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>springbird</dc:creator>
<guid>http://springbird.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ویلیام باتلر یتس</title>
<link>http://springbird.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/b/bb/William_Butler_Yeats.jpg/464px-William_Butler_Yeats.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این آقاهه عشق منه خدایی ببینید چقدر خوش تیپه...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حیف که من یه کم دیر به دنیا اومدم وگرنه.... واااااا خوب مگه چیه اگه همش ۷۰ سال زودتر به دنیا میومدم قطعا این آقاهه هم عاشق من میشد از بس که هی بهش می گفتم دوستت دارم دوستت دارم...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ایشون آقای ویلیام باتلر ییتس شاعر ایرلندی هستند که عرض کردم خدمتتون عشق بنده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شعرهاش هم که وای نگو اینقدر خوشگلههههههههههه... اگه شد یکیشو ترجمه می کنم پست میکنم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوشگله نه؟؟؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زیاد نگاش نکنین مال خودمه..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حیف که در سال ۱۹۳۳ در سن ۵۸ سالگی از دنیا رفته. خدا بیامرزدش احتمالا اون دنیا منتظر منه که برم پیشش بشم ملکه شعرهاش...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(اوه بابا تحویل.. بابا از خود راضی... بابا ....)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/b/bb/William_Butler_Yeats.jpg/160px-William_Butler_Yeats.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 19 Dec 2007 10:06:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=springbird&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>springbird</dc:creator>
<guid>http://springbird.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سمینارمون.....</title>
<link>http://springbird.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;روز 23 آبان ماه 1386، شرکتی که من کارمندش هستم یک سمینار تخصصی در مرکز همایشهای صدا و سیما برگزار کرد.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;این سمینار به معرفی سری جدید تولیدات شرکت &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;LS&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; که نام جدید&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;LG&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; است پرداخت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;برای اطلاع شرکت ما نماینده انحصاری تولیدات سیستمهای صنعتی &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;LS&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; که شاخه ای از &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;LG&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; است      می باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در این سمینار تخصصی، ما حدود 750 نفر میهمان دعوت کرده بودیم که 550 نفر از آنها در این سمینار شرکت داشتند که اغلب آنها مدیران و کارشناسان شرکتهای توزیع برق سراسر کشور، برقهای منطقه ای و شرکتهای آب و فاضلاب و فولاد و کلی دیگه از سراسر کشور بودند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i15.tinypic.com/89klrox.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اجرای این برنامه توسط سرکار خانم پوریامین مجری توانمند شبکه 5 سیما انجام گرفت.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i7.tinypic.com/6q28u8l.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در این سمینار بنده حقیر هم به عنوان یکی از سخنرانان در رابطه با آزمایشگاههای تست کیفیت و تکنولوژی جدیدی به نام &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;RFID&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; حضور داشتم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i9.tinypic.com/6z7ts15.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;این سمینار از ساعت 10 تا 2 بعد ازظهر به طول انجامید که بعد از آن هم ما رفتیم نمایشگاه صنعت برق که در آنجا هم غرفه داشتیم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;من از امید هم دعوت کرده بودم که تشریف بیاره ولی مثل اینکه هم کار داشته هم یادش رفته ولی واقعا جاش خالی بود و البته جای همه دوستان...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;به امید برنامه های آتی ما..&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;(این کاملا تبلیغاتی بود!!!!)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 Nov 2007 08:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=springbird&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>springbird</dc:creator>
<guid>http://springbird.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حرفهایی از گابریل گارسیا مارکز</title>
<link>http://springbird.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اگر خداوند برای لحظه ای فراموش می کرد که من عروسکی کهنه ام و تکه ای کوچک از زندگی به من ارزانی می کرد احتمالاً همه آنچه که به فکرم می رسید نمی گفتم. بلکه به همه چیزهایی که می گفتم فکر میکردم. ارج همه چیز در نظر من نه در ارزش آنها بلکه در معنایی است که دارند. کمتر می خوابیدم و بیشتر رویا می دیدم. چون می دانستم هر دقیقه که چشممان را برهم می گذاریم شصت ثانیه نور را از دست می دهیم. هنگامی که دیگران می ایستادند من راه می رفتم و زمانی که دیگران می خوابیدند من بیدار می ماندم.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;هنگامی که دیگران صحبت می کردند گوش می دادم و از خوردن یک بستنی شکلاتی چه حظی که نمی بردم. اگر خداوند تکه ای زندگی به من ارزانی می داشت قبایی ساده می پوشیدم. نخست به خورشید چشم می دوختم و نه تنها جسمم را بلکه روحم را عریان می کردم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;خدایا اگر دل همچنان در سینه ام می تپید نفرتم را بر یخ می نوشتم و طلوع آفتاب را انتظار می کشیدم. خدایا اگر تکه ای زندگی می داشتم نمی گذاشتم حتی یک روز بگذرد بی انکه به مردمی که دوستشان دارم نمی گویم دوستشان دارم. به همه مردان و زنان می قبولاندم که محبوب من هستند و در کمند عشق زندگی می کردم. به انسانها نشان می دادم که در اشتباهند که گمان می بردند که پیر شدند و دیگر نمی توانند عاشق باشند. به هر کودکی دو بال می دادم ولی رهایش می کردم تا خود پرواز را بیاموزد. به سالخوردگان یاد می دادم که مرگ نه با سالخوردگی بلکه با فراموشی سر می رسد. من دریافته ام که وقتی در قله کوه زندگی کنند بی آنکه بدانند خوشبختی واقعی وابسته آنچه است که در دست دارند. دریافته ام که یک انسان فقط هنگامی حق دارد به انسانی دیگر از بالا به پایین بنگرد که ناگریز باشد او را یاری دهد تا روی پای خود بایستد. من از شما بسی چیزها آموخته ام. اما در حقیقت فایده ای چندانی ندارد. چون هنگامی که انها را در این چمدان می گذارم. بدبختانه در بستر مرگ خواهم بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 03 Nov 2007 12:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=springbird&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>springbird</dc:creator>
<guid>http://springbird.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>امروز هشتم آبان</title>
<link>http://springbird.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>امروز هشتم آبان ماهه...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یه روز معمولی مثل روزهای دیگه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دارم فکر میکنم چندتا هشتم آبانماه اومده و رفته و من هیچ بهش توجهی نداشتم. این روز برای خیلی ها یه روز متفاوته شاید یه خبر خوش شنیدند یا یه خبر بد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاید منتظر یه کسی هستن خیلی ها هشتم آبان یادآور وصالشون هستش یا روز جدایی...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولی برای من ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یه روزی مهم بود یه وقتی هشتم آبان ماه برای من خاطره ساز بود ولی امروز که هشتم آبان ماه هستش دیگه برام مهم نیست تموم شد همه چی به خاطره پیوست حالا این هشتم آبان ماه برای من شده مثل دوم آبان که هیچ اتفاقی توی زندگیم نبوده...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جالبه نه؟؟؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همه روزهای خدا همینطورن یه روز خوب یه روز بد....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i22.tinypic.com/dlrgn7.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا این عکس چه ربطی به موضوع من داره نفهمیدم ولی ازش خوشم اومد گذاشتم شما هم ببینید!!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 30 Oct 2007 08:09:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=springbird&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>springbird</dc:creator>
<guid>http://springbird.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
